تبليغاتX
خاکستر یه تنها


 

خوش آمدي دوست من
از سرماي بيرون به جايي گرم
لطفاً بيا تو
نامت چيست دوست من؟
نام من هم همان است
عجب تصادف عجيبي
خوشحالم كه به اينجا آمدي
از چه لذت مي‌بري؟
آه، تو دوست داري به سرعت تفريح كني
خوب، جواب سوال تو پيش من است


من مي‌توانم تو را بالا ببرم
و تو را صدمه‌ناپذير كنم
هرگز تنهايت نخواهم گذاشت


بيا تو، دوست من
قدري از اين امتحان كن
احساسي شگفت خواهي داشت
يه پكِ كوچولو بزن
از اين فويل چروكيده
زيرش شعله‌اي روشن كن
دود سفيد را كه ببلعي
و بسرعت بيرون بدهي
همچون غازي به پوستت نوك مي‌زند
همين براي فرو كردن قلاب كافيست


من مي‌توانم تو را بالا ببرم و
صدمه‌ناپذيرت كنم

اما تو ديگر پوچ هستي


كف اتاق مي‌خزي
اما براي مقداري ديگر بازخواهي گشت
آري

 

هي سلام رفيق
اين‌دفعه چه زود براي زهرشيرين بازگشتي
اما اين دروغ بايد تمام شود
من بايد پول لذتهايي را كه داده‌ام جمع كنم
اولين بار كه نامم را به تو گفتم
گفتم كه نامهاي ما يكي است
و واقعاً دروغ نگفتم

چون نام واقعي من، اعتياد توست


من تو را پايين مي‌آورم و
خردت مي‌كنم
درونت را به آتش مي‌كشم
 افسوس تو را نخواهم خورد

 

 




لينك ثابت نوشته شده در جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 2:33 توسط ..:: ماني ::..

www.bahar20.blogfa.com

جزيره دانلود و طنز بهار 20