تبليغاتX
خاکستر یه تنها
 

کاش یه ذره از وفای سگ در وجود انسان بود

اونوقت بود که هیچ وقت تنهات نمی ذاشتم

اونوقت بود که هیچ گاه بر لبه پرتگاه قلبت

وا نمی ایستادم که با کوچکترین لغزش به پایین سقوط کنم

اونوقت بود که سهم ما از دنیا خورشید بود و ستاره هاش نه تاریکی مطلق

اونوقت بود که بایکوت نمیکردی تا به فراموشی و نابودی برم

اونوقت بود که سهم من از تو نوازش دستات بود نه  غریبگی چشمات

اونوقت بود که در این شبای غربت نقطه روشنایی و رهایی بودی نه طناب دارم

اونوقت بود که گرمای وجودت بود اخه بی تو جهنمم و حس میکنم دارم یخ میزنم

هر حرکتی یا عملی از انسان با مخالفت های زیادی روبه رو میشه

پس هیچ حر کتی انجام نده ارام بایست عشق را در سینه خود خاک کن

و ارام بمیر

بمیر

بمیر




لينك ثابت نوشته شده در شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 23:1 توسط ..:: ماني ::..

www.bahar20.blogfa.com

جزيره دانلود و طنز بهار 20