تبليغاتX
خاکستر یه تنها
 

 

بگذار بخوابم عزیزم

باد شبانه منو می بلعه

بدست شهوت و خنده ها اروم اروم تیکه و نابود میشم

بگذار بخوابم

بگذار بخوابم عزیزم

و رویا ببینم وعشقت رو فراموش کنم

تمام این اشک هایی که ریختم


تعجب نکن که چرا


آیا همه اش یک رویا بود
هرگز به نظر نمی آید


که به عمق وجودم رسیده
شاید باید بگذارم که وارد شوی
فکر نکن که این بده


که به من چیز هایی را بدهی که من هرگز نداشته ام


به چشمانم بنگر
صداهایی از دوردست می آید
آیا روشنایی در من وجود دارد؟


بگو که چه دیده ای
تو چیزی هستی که من دارم؟؟؟؟؟
نمی توانم به چیزی برسم که هرگز نداشته ام
نمی توانم به چیزی برسم که هرگز نداشته ام


بگیر نوری را که در درونت می سوزد
بگذار که هدر رود

نخواهی گذاشت که وارد شوم
نمی گذاری که وارد شوم
آیا باید (بهایش) را بپردازم؟

یک هیجان کوچک هم این دنیای در حال مرگ رو تکون میده

قلب و روحم اروم می ایسته و درد میکشه

تو هم نتونستی کمکم کنی

ناجی دستم رو نخواهد گرفت

پس امروز رو هم میخوابم

و خدای من اروم اروم پنهون میشه

برام زمزمه کن تا زمانی که چشام بستس

و این جهنم رو روی زمین نمیبینم

میخوام بخوابم معشوقه من

و هیچ وقت بیدار نشم

من برای این دنیای سرتاسر رنج ساخته نشدم

می خوابم

میخوابم و رگهام سرد میشه و سایه ها کم رنگ و کم رنگتر میشن

منتظر نورهای پاک هستم

و یه بارون که کثیفیم رو بشوره

برام زمزمه کن عشق من

تا وقتی گونه هام سرد بشن

و خاموشی نفسم رو ازم بگیره

ونبخش به من  انچه که هرگز

نداشته ام

چون من لیاقتشو ندارم

تقدیم به ماریای عزیز




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 1:55 توسط ..:: ماني ::..

www.bahar20.blogfa.com

جزيره دانلود و طنز بهار 20