تبليغاتX
خاکستر یه تنها


 

خوش آمدي دوست من
از سرماي بيرون به جايي گرم
لطفاً بيا تو
نامت چيست دوست من؟
نام من هم همان است
عجب تصادف عجيبي
خوشحالم كه به اينجا آمدي
از چه لذت مي‌بري؟
آه، تو دوست داري به سرعت تفريح كني
خوب، جواب سوال تو پيش من است


من مي‌توانم تو را بالا ببرم
و تو را صدمه‌ناپذير كنم
هرگز تنهايت نخواهم گذاشت


بيا تو، دوست من
قدري از اين امتحان كن
احساسي شگفت خواهي داشت
يه پكِ كوچولو بزن
از اين فويل چروكيده
زيرش شعله‌اي روشن كن
دود سفيد را كه ببلعي
و بسرعت بيرون بدهي
همچون غازي به پوستت نوك مي‌زند
همين براي فرو كردن قلاب كافيست


من مي‌توانم تو را بالا ببرم و
صدمه‌ناپذيرت كنم

اما تو ديگر پوچ هستي


كف اتاق مي‌خزي
اما براي مقداري ديگر بازخواهي گشت
آري

 

هي سلام رفيق
اين‌دفعه چه زود براي زهرشيرين بازگشتي
اما اين دروغ بايد تمام شود
من بايد پول لذتهايي را كه داده‌ام جمع كنم
اولين بار كه نامم را به تو گفتم
گفتم كه نامهاي ما يكي است
و واقعاً دروغ نگفتم

چون نام واقعي من، اعتياد توست


من تو را پايين مي‌آورم و
خردت مي‌كنم
درونت را به آتش مي‌كشم
 افسوس تو را نخواهم خورد

 

 




لينك ثابت نوشته شده در جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 2:33 توسط ..:: ماني ::..

 

امروز از لحظه ی طلوع آفتاب قانون شکنی آغاز می شود
استوار بر حقايق و دروغها
همه ی قيل و قال در صحن دادگاه است
در پی بالا کشيدن يکی از چوبه ی دار هستيم

عدالت امروزه معنای هيچ و پوچ دارد
و محضر دادگاه محل داد و ستد است
از ميان ليست يک جرم و انتخاب کن و يک دفاعيه برايش بگو
صورتحساب تعيين شده را زير ميزی رد کن
سيستم به فروش می رسد

لگد را به صندلی بزن تا طناب محکم شود
فقط مثل يک ابزار سريع عمل کن .. زبانش بند آمده
می خواهم دوست و دشمن را به نيستی برسانم
مگر اين که به زير دست من بازگردند
تمامش کن

دادگاه ردپای غلط را دنبال می کند
از برندگان و بازندگان
و فشاری که کماکان محکم و پا برجاست
برای روح شخصی که توان تحمل دارد

عدالت امروز معنای هيچ و پوچ دارد
هيئت منصفه به فروش می رسد
چه مجرم يا بی گناه .. حکم دروغ است
و روانه زندان خواهی شد
سيستم شکست خورده است




لينك ثابت نوشته شده در جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 18:39 توسط ..:: ماني ::..

In one last breath
You'll feel this damned old soul
You'll see the things I see

For all these years
Of pain and sacrifice
You'll know the pain I know

Of all these things
I offer unto you
Infernal wisdom waits

Now unleashed
Like the flames of hate
My sacrifice is made

Every note
And every word you hear
Comes from deep within

An angry soul
In one last breath
You'll feel this damned old soul
You'll see the things I see

For all these years
Of pain and sacrifice
You'll know the pain I know

Of all these things
I offer unto you
Infernal wisdom waits

Now unleashed
Like the flames of hate
My sacrifice is made

Every note
And every word you hear
Comes from deep within

An angry soul
That twists and turns inside
Pondering this life

Crimson eyes
Staring through your lies
Awakes the inner rage

Take my knife
Make my sacrifice
You're my burnt offering

Spill your blood
Offer me good omen
Make the sacrifice, the hours close at hand
Burn your soul
Offer me good omen
Take your very life, this I command

Dark shadows fall on this sacred ground
Where true evil lies, summon them to rise
Take the traitors, thieves and liars
Feed them to the fire
But first, spread their blood around
The message will be found
Walk carefully my friends stab my back again
A warning from the sky

These are not idle threats my friends
We're slaughtering the lambs
True vengeance is on the rise
The traitors shall be damned
Cast their bodies to the flames

Spill your blood
Offer me good omen
Make the sacrifice, the hours close at hand
Burn your soul
Offer me good omen
Take your very life, this I command

 

 




لينك ثابت نوشته شده در جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 20:30 توسط ..:: ماني ::..

 

 

 

 

گریه نکن عزیزم

هيچ كلمه اي هم به زبان نيار

فقط چشمهاي قشنگتو رو هم بزار

من از دوباره تو را خواهم ديد

پس بخاطر هیچ چیز گريه نكن عشق من

 این منم که آينده رو درون يك جعبه مستطيلي شكل ميبينم 

غصه نخور دنیا همینه زجر و عذاب 

بن بست روح براي دختري در بن بست 

 گريه نكن عشق من  

 زندگي تو بر روي زمين زير آب خواهد رفت...

غصه نخور عشقم که وقتی غمگینی سیاهی سایشو روی جهانم میکشه

و تو اون لحظه احساس میکنم که دنیا فقط غم هاشو به ما بخشیده

غصه نخور عشق من خودتو از اسارت لحظه ها رها کن

خودتو از زندان بزرگ دنیا رها کن

 




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 15:34 توسط ..:: ماني ::..

www.bahar20.blogfa.com

جزيره دانلود و طنز بهار 20